تبليغاتX
واسه قلب بیقرارم

سری آهنگهای مجموعه "میوه ممنوعه"

دانلود:

 

 

سری آهنگهای مجموعه "میوه ممنوعه" را می توانید از پایین دریافت بفرمایید.

فایلها فشرده هستند.

تیتراژ ابتدایی (بیکلام)
[دریافت]

تیتراژ پایانی
[دریافت]

آهنگ میانی ( به من مومن نگو- قسمت هفتم )
[دریافت]

آهنگ میانی ( هرچه دارم از تو دارم- پیانو )
[دریافت]
تصحیح شد

آهنگ میانی ( قطعه کامل هرچه دارم از تو دارم- قسمت پایانی)
[دریافت]
تصحیح شد

آهنگ میانی ( قطعه آوازی- قسمت پایانی)
[دریافت]

 

------------------------------

 

آهنگ میانی ( قطعه آوازی- قسمت پایانی)

آزاد آزادم ببین
چون عشق درگیر من است
دیگر گذشت آن دوره که
تقدیر زنجیر من است
شاید نمی دانی، ولی ، از خود خلاصم کرده ای
آیینه ی خالی فقط ، امروز تصویر من است
از عشق تو بر باد رفت ، آن آبروی مختصر
من روح بارانم ، ببین ، چون عشق تقدیر من است

 

 

 


آهنگ میانی ( قطعه کامل هرچه دارم از تو دارم- قسمت پایانی)

هر چه دارم از تو دارم
ای همه دار و ندارم
با تو آرومم و بی تو بیقرار بیقرارم
گفتی باشم حالا هستم چشم به راه یه نگاهت
میدونم منو می بینی که نشستم سر راهت
با تو کوچه های بن بست میرسن به کهکشونا
با تو بیراهه یه راهه به نشون بی نشونا
اونا که از تو نشونی روی پیشونی ندارن
داغشون رو دلشونه خم به ابرو نمیارن
رسم من فرشتگی نیست ،من که درگیر زمینم
تو خودت اینو می خواستی
من یه آدمم همینم
اونی که رو دوش خسته اش یه امانت از تو داره
گاهی کم میاره اما ، این امانت رو میاره

 

 

 

آهنگ میانی ( به من مومن نگو- قسمت هفتم )

به من مومن نگو ، وقتی که حتی واسه یه لحظه هم عاشق نبودم
به من که این همه از رستگاری فقط دم می زدم ،عاشق نبودم
یه عمری از دلم ترسیدم و باز ،دم آخر منو دیوونه کرده
حالا می ترسم این دیوونه حالی ، یه روز از من جدا شه بر نگرده
چه آسون اشک معصوم تو یک شب
چکید و دامن دینم رو تر کرد
غبار عادت رو از قلب من شست
نمی دونم چطور ، اما اثر کرد
همه دار و ندارم مال چشمات
اگه پشتش بهشتی باشه یا نه !
اگه دنیای من پیش از قیامت
داره با چشم تو می پاشه یا نه !

 

 

 

تیتراژ پایانی

میشه خدا رو حس کرد
تو لحظه های ساده
تو اضطراب عشق و
گناه بی اراده
بي عشق عمر آدم
بی اعتقاد می ره
هفتاد سال عبادت
یک شب به باد می ره
یک شب به باد می ره

وقتی که عشق آخر
تصمیمشو بگیره
کاری نداره زوده
یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق
عاشق تر از همیشه
هر چی محال می شد
با عشق داره میشه
انگار داره میشه

***
عاشق نباشه آدم
حتی خدا غریبه ست
از لحظه های حوا
حوا می مونه و بس
نترس اگه دل تو
از خواب کهنه پاشه
شاید خدا قصه تو
از نو نوشته باشه
از نو نوشته باشه

وقتی که عشق آخر
تصمیمشو بگیره
کاری نداره زوده
یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق
عاشق تر از همیشه
هر چی محال میشد
با عشق داره میشه
انگار داره میشه

 

 

 

-----------------------------------------------

 


.
توضیحات: موسیقی متن 2 سریال میوه ممنوعه با صدای احسان خواجه امیری تصویری
..
.
   موسیقی متن 2 میوه ممنوعه - احسان خواجه امیری -  مدت زمان:  1:09 دقیقه 
 
-=100Kbps=-  -=256Kbps=-
 
 
 
-------------------------
نوشته شده توسط در |  لینک ثابت   • 

دعا کن تا بمیرم در جوانی

 

اگر خواهی که قدرم را بدانی

 

 

          دعا کن تا بمیرم در جوانی

 

 

نوشته شده توسط در |  لینک ثابت   • 

دلم گرفته از آدمهایی که میگن دوستت دارم

دلم گرفته از آدمهایی که میگن دوستت دارم

 و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره.

از آدمهایی که میخوان ماله اونا باشی

 اما خودشون ماله تو نیستن

.از اونهایی که زیر بارون برات میمیرن

 ولی معنیشو نمیدونن

 


"بوي انتظار"

 

ديروز تو را خواندم

 

غزل چشم هايت به دلم نشست

 

امروز مثنوي خدا حافظي نگاهت

 

را ورق ورق مرور كردم

 

احساس مي كنم

 

قصيده ي باز گشت تو

 

هنوز بوي انتظار مي دهد.

 


آن روزي كه آغاز راه بود

 

 

رسيدن چه نزديك مي نمود

 

 

و حال من در ميانه ي راه

 

 

به پايان رسيده ام.

 


اينو...

اينو واسه اون كسي مي نويسم كه...

 

اوني كه..

بالاخره بغض صدام رو مي شكنم

دستم رو،روي قلبم مي ذارم

دستم غرق در چرك و خون شده

انگاركه زخم عميقي برداشته

دلم رو مي گم

و هويداست كه از اين جراحت چند صباحي بيش نمي گذره

چون زخم تازه است

دست ماه رو تو دست خورشيد مي ذارم

اما هنوز به خودم نيومدم

تلنگري به خودم مي زنم

يا شايدم مي زنند...

دوباره او را مي بينم

دوباره...

از دلم مي پرسم

اين كار چه كسي است

خون بازي است يا عشق بازي؟
نفسي از عمق جان مي كشد

اما من احساس خفگي مي كنم

دوباره از او مي پرسم

پس از اندكي با صبر مي گويد

"يه نفر بهم گفت بيا

مي خوام تو دستم بگيرمت

مي خوام رو پيشونيت

اسم خودم و عشقمون رو حك كنم

من ساده قبول كردم و رفتم

اونم خنجرش رو برداشت

و به آرومي اومد

منو تو دستش گرفت

مي خواست خنجرش رو برداره

بهش گفتم مواظب باش

اون جايي كه تو مي خواي يه نماد رو نقاشي كني

قبلا هم چيزايي نقاشي كردن روش

گفت نترس

من طوري روش نقاشي مي كنم

كه اصلا احساس درد نكني

منم بي مهابا خودم رو به دستش سپردم

غافل از اينكه...

داشت به آرومي رو دلم نقاشي مي كرد

رو حرف"عشق"مونده بود

بعد از كمي تاٌمل دوباره شروع كرد

اينبار خنجرش رو بيشتر فشار داد

گفتم چيكار مي كني؟
گفت مي خوام عشقمون موندگار بشه

منم به اميد موندگاري عشق

چيزي نگفتم

داشت حرف عشقو تموم مي كرد

حالا فقط نقطه هاش مونده بود

رو آخرين نقطه ي "ق"عشق بود

كه يهو خنجرش رو برداشت

وبا تمام توانش فرو كرد تو قلبم.

 

 

 

اينو واقعا از ته دل نوشتم.دلي كه...بگذريم،اميد وارم به دل شما هم بشينه.فقط مي خوام دو توصيه ي دوستانه بهتون بكنم.اونم اينكه توو زندگيتون به دو گروه آدم اطمينان نكنيد."نقاشها و حكاكها".نقاشا واسه نقشي كه رو دلت مي كشن و حكاكا به خاطر حرفي كه رو دلت حك مي كنن.حرفي كه چيزي جز دروغ نيست.ولي خب خوب و بد همه جا پيدا مي شن.اگه خواستي به اين آدما اعتماد كني به اونايي اعتماد كن كه تو ياد و خاطرت نقاشي و حكاكي مي كنن نه رو دلت.

 


 

  

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

 

در بهاری روشن از امواج نور

 

در زمستانی غبار آلود و دور

یا خزانی خالی از فریاد و شور!

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

 

روزی از این تلخ و شیرین روزها

 

روز پوچی همچون روزان دگر

سایه ای ز امروزها "دیروز ها!

دیدگانم همچو دالان نور

 

گونه هایم همچو مرمرهای سرد

 

ناگهان خوابی مرا خواهد ربود

من تهی خواهم شد ار فریاد و درد!

میخزد آرام روی دفترم

 

دستهایم فارغ از افسون شعر

 

یاد می آرم که در دستان من

روزگاری شعله میزد خون شعر!

           

 

 

خاک می خواند مرا هر دم به خویش

 

می رسند از ره که در خاکم نهند

 

آه شاید عاشقانم نیمه شب


 گل بروی گور غمناکم نهند!

بعد من ناگه به یکسو می روند

 

پرده های تیره ی دنیای من

 

چشمهای نا شناسی می خزند

روی کاغذ ها و دفتر های من!

در اتاق کوچکم پا می نهد

 

بعد من با یاد من بیگانه ای

 

در بر آیینه ات می ماند بجای

تار مویی نقش دستی شانه ای!

می رهم از خویش و می مانم زخویش

 

هر چه بر جا مانده ویران می شود

 

روح من چون بادبان قایقی


در افقها دور و پنهان می شود!

لیگ دیگر پیکر سرد مرا

 

میفشارد خاک "دامن گیر خاک!

 

بی تو دور از ضربه های قلب تو

قلب من می پوسد آنجا زیر خاک!

بعد ها نام مرا باران وباد

 

نرم می شویند از رخسار سنگ

 

گور من گمنام می ماند به راه

                                                         فارغ از افسانه های عشق و جنون!

نوشته شده توسط در |  لینک ثابت   • 

سخن اندیشمندان

مهاتما گاندی  gandi
" خود را قربانی کنيم بهتر است تا ديگران را " . گاندی

ارد بزرگ   great-orod-orod-bozorg
" نگارنده و سخنگویی که دیگران را کوچک و خوار می داند ، خود چیزی برای نمایش و بروز ندارد " . ارد بزرگ

امرسون   emerson
" بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند" . امرسون

آلبرت انيشتن  einstein
" از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کنو اميد به فردا داشته باش" . آلبرت انيشتن

dalailama
" براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت " . دالايي لاما

آنتوان چخوف   chekhov
" خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود دهیم که در آرزوی آن باشیم" . آنتوان چخوف


" اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست" . بودا


" تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند " . الگساندر گراهام بل


" تاجيكان از خلقي اند كه روشنفكران آنها شاعران بزرگي چون فردوسي را به جهان آورده اند و بي سبب نيست كه تاجيكان سنتهاي فرهنگي خود را از او مي آورند " . استالین


" ناخود آگاه، هريك از ما ، از ناميرائي خود يقين دارد " . فروید


" همه چیز پول است و انسان پيش از آنکه به سياست ، علم ، هنر ، دين و... بپردازد؛ بايد بخورد ... " . کارل مارکس


" مادام که افراد فرانگیرند در پس هر یک از جملات، اظهارات و وعده و وعیدهای اخلاقی، دینی، سیاسی و اجتماعی منافع طبقات مختلف را جستجو کنند، در سیاست همواره قربانی ِ سفیهانه ﻰ فریب و خودفریبی بوده و خواهند بود " . لنین


" لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد . حتي لازم نيست منتظر شويد ، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهره‌اش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد " . فرانتس كافكا


" حق همیشه با پیروز میدان جنگ است " . آدلف هیتلر

انگلس   engels
" تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است " . انگلس
نوشته شده توسط در |  لینک ثابت   • 

تویی نامهربان یا من

ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر

تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را
تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را

آسمانی دلبر من
عشق من نیلوفر من
ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر

ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر

تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را
تویی نامهربان یا من
نکن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا
بلکه بین سبزه ها
ای نوگل دیر آشنا
یابم تو را یابم تو را
آسمانی دلبر من
عشق من نیلوفر من
ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفته ای تو
ترک من و دل ای مه گفته ای تو
ای دختر صحرا نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر
در خلوتم باز آ نیلوفر آه نیلوفر آه نیلوفر
نوشته شده توسط در |  لینک ثابت   • 

کتاب


 استالين دوست خلق چين - مائو   
سراج التواريخ-ميرزا فيض محمد كاتب هزاره  
راهنماي قطغن و بدخشان  
رويداد لويه جرگه دارالسلطنه1303شمسي  
زبدة التجويد - قاري نيك محمد   
تحفة الاطفال - قاري نيك محمد   
تزوكي ناپليون اول - ميرزا محمد زمان شيرازي - ازروي نسخه بمبئي1903   
افسانه و گزيده چكامه ها ? نيما يوشيج-به كوشش ارشك   
نامه هاي عاشقانه - جبران خليل جبران - آرش حجازي   
آشپزي ? جلد اول - غذاهاي كشورهاي همجوار - به كوشش گيس گلابتون   
افسانه نيما مانيفست شعر نو - پاره دوم وسوم - به كوشش ارشك   
لاله هاي روييده در جهنم - فرزاد جاسمي   
خاطرات آلبرت سهرابيان   
شوق يك خيز بلند   
آرماگدون ، تدارك يك جنگ بزرگ 1- گريس هال سل - خسرو اسدي   
اسطوره ها جان مي گيرند   
سيماي خانوادگي جرج كندي يانگ طراح و فرمانده كودتاي 28 مرداد 1332   
زندگي وزمانه علي دشتي(با تصاوير واسناد)-عبدالله شهبازي   
زندگي وزمانه علي دشتي  
جزيره - ( زنده ياد ) غزاله عليزاده   
حسني ويه بچه آهوي ناز (غيرمصور) - زهره رحيمي   
حسني ويه بچه آهوي ناز(مصور)-زهره رحيمي   
من-برتولت برشت-بهروز مشيري- به كوشش ارشك  
گنجه کتاب  
صداي ميرا(اشعار)-زنده ياد سعيد سلطانپور-به كوشش ارشك   
دولت ، ملت ، ملت گرايي ، جهاني شدن انترناسيوناليزم - لووي - شهره مدائن   
ماركسيست ها ومساله ملي - مايكل لووي - كامران نيري   
وظايف جوانان انقلابي - لنين- ياشار آذري   
قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب4-قصه هاي مثنوي - مهدي آذر يزدي   
قلعه طلسم شده - محمدرضا يوسفي   
ترانه شرقي و اشعار ديگر ? فدريكو گارسيا لوركا   
منتخب اشعار ? اُكتاويو پاز   
سياه همچون افريقاي خودم ? لنگستون هيوز   
شازده كوچولو - آنتوان دوسن تگزوپري   
مدايح بي صله  
در آستانه  
حديث بي قراري ماهان  
ترانه هاي كوچك  
دشنه در ديس   
ابراهيم در آتش   
مرثيه هاي خاك   
ققنوس در باران   
شكفتن در مه  
زمزمه ها   
مثل درخت در شب باران   
دانلود نظریه شگفت آور قاره کهن ارد بزرگ  
اشعار حسین پناهی
نوشته شده توسط در |  لینک ثابت   • 

توکه اخم میکردی سنگدل ؛ قلب عاشقم می ترسید

                                              

 

پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..

 

 

عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...

 

 

بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...

 

 

به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند...

 

 

محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند

 

                          

                                                             

 


 

زخم دوری


 

اون که یه وقتی تنها کسم بودتنها پناه دل بی کسم بود

 

تنهام گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بیقرارم

 

 

 

خیال می کردم پیشم می مونه ترانه عشق واسم می خونه

 

خیال می کردم یه همزبونه نمی دونستم نامهربونه

 

 

 

 

با اینکه رفته اما هنوزم ازداغ عشقش دارم می سوزم

 

فکرو خیالش همش باهامه هرجا که می رم جلو چشامه

 

 

 

 

دلم میخواد تا دووم بیارم رو درد دوریش مرحم بذارم

 

اما نمیشه راهی ندارم نمی تونم من طاقت بیارم

 

 

 


 

ترس جدای


ای که با ناز  نگاهت ؛ دلمو دیوونه کردی

 

پا گذاشتی توی سینه ام ؛ توی قلبم خونه کردی

ترس جداییترس جدایی

 

 

ای که وقتی تورو دیدم؛ دل تنهام زیرورو شد

 

باتوبودن تورو داشتن ؛ واسه من یه آرزو شد

 

       

 

طفلی قلب عاشق من ؛ به خودش می گفت همیشه

 

آرزوی باتو بودن ؛ یه روزی راس راسی می شه

 

 

 

ولی آرزوم بزرگ بود ؛ تو به یاد من نبودی

 

من با تو بودم همیشه ؛ ولی تو با من نبودی

 

 

 

 

تا تو رد میشدی قلبم ؛ از تو سینه کنده می شد

 

می اومد پشت چشامو ؛ منتظر یه خنده می شد

 

 

توکه اخم میکردی سنگدل ؛ قلب عاشقم می ترسید

 

 همش از ترس جدایی ؛ حیوونی دلم می لرزید  

 

 

من که عاشق تو بودم ؛  چرا عشق مو ندیدی

 

چرا قلب عاشقم رو ؛ تو به خاک خون کشیدی

 



 

 

سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات ؟

 

 

 اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات ؟

 

 

شب که مياد يواش يواش با چشمک ستاره هاش

 

 

 

 اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات ؟

 

 

 

  اجازه هست بياي پيشم يکم بگم دوست دارم ؟

 

 

 

تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم

 

 

 

 بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي کسي

 

 

 

 بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم ؟

 

 

 

اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني ؟

 

 

 

 خيال کنم دل منو با رفتنت نميشکني

 


هدیه ام را بپذیر.

 

چکه اشکی که از چشمه ی شفاف دلم جوشیده است

 

و گل سرخی که از سبزترین ناحیه ی عشق برایت چیده ام

 

 

 

 

 

 


جیرجیرک به خرس گفت :من عاشقتم !!!

 

خرس گفت :حالا که زمستونه میخوام بخوابم ،

 

 بهارکه بیدارشدم باهم صحبت میکنیم !!!

 

خرس خوابید ...

 

  ولی نمیدونست عمرجیرجیرک ،فقط سه روزه..........